.....اهوازی

عبدالحمید کاتب اهوازی  (132-  75 هجری)

عبدالحمید کاتب اهوازی سال 75 هجری در اهواز بدنیا آمد. او از سخنوران بزرگ عرب دوره بنی امیه بود که در عهد مروان حمار می زیست. عبدالحمید اولین کسی است که  انشاء عربی را آغاز نمود. وی چشمه جوشان مکتب ادبى خود و سببنویسندگى اش را حفظ خطبه‏هایى چند از نهج‏البلاغه مى‏داند. و چون از فصاحت وبلاغت‏سخنان او پرسیدند پاسخ مى‏دهد کهحفظکلماتعلى سبب فصاحت و بلاغت‏سخنانم شدهاست.ابن‏ابی‏الحدیدمیگوید: عبدالحمیدکاتب در فن نویسندگی ضرب‏المثل است.علی الجندی نیز نقل می‏کند که از«عبدالحمید» پرسیدند: چه چیز تو را به اینپایه از بلاغت رساند؟گفت:«حفظ کلام ‏الاصلع.. از بر کردن سخنان علی (ع). عبدالحمید کاتب (مترجم کلیله) است هم چنین او  اولین قاموس عربی به فارسی را نوشت، کاتب اهوازی در سال۱۳۲هجری  کشته شده یعنی تقریباً سه قرن پیش از این که شریف رضی نهج البلاغه راتالیف کند. او می گوید ۷۰ خطبه از خطبه های الاصلع کسی که پیشانی اش مو ندارد. رااز بر کردم و این خطبه ها در ذهن من پی در پی چون چشمه ای جوشید. عبدالحمید کاتب در مورد  آخرین خلیفه امویمعروف به مروان حمار  می گوید .که او نویسنده خیلی فوق العاده‏ای است‏. در باره کاتب اهوازی گفته‏اند : بدأت الکتابةبعبد الحمید و ختمت بابن العمید. کاتب اهوازی به خاطر تقیه و یا واقعا با علی علیهالسلام میانه خوبی نداشته به او گفتند تو فن نویسندگی را از کجا آموختی ؟ گفت : حفظکلام الاصلع حفظ کردن‏ سخنان آنکه جلوی سرش مو نداشت ، یعنی امام علی ( ع ) .

ابوالفضل محمدبن احمدبن عبدالحمید کاتب.

 از علمای سیر و اخبار، و کتاباخبار خلفاء بنی العباس از کتب اوست.

حسن ابن هانی حکمی، ابونواس اهوازی، (196 -133 هجری)

ابونواس، حسن ابن هانی حکمی سال 133 هجری در اهواز متولد شد. او معروف به ابونواس اهوازی است. ابو‌نواس پیشگام و بنیانگذار شعر عاشقانه عرب بود. از او بعنوان یکی از بزرگترین شاعران کلاسیک عربی نام می برند. او استاد تمامی شاخه های شعر عربی زمان خویش شده بود، اما شهرت ابونواس بیشتر به خاطر تصنیف های باده‌گساری و ستایش  شراب(خَمریات) و شعرهایش در مورد شاهد بازی و پسر دوستی(مُذکرات) است. از ابونواس در روایت های فولکلور نیز یاد شده و یکی از شخصیتهای کتاب  هزار و یک شب نیز هست. پدر ابونواس، هانی از عشیره طیء از بنی سعده اهواز است و مادرش جلبان از مردم جبال اهواز بود. و لقب حکمی از آن است، چون جد پدری ابو نواس از سربازان مروان حکم بود. در مورد تاریخ تولد او اختلاف نظر وجود دارد، سال تولد او را از ۱۳۰ تا ۱۴۵ هجری قمری (۷۴۷ تا ۷۶۲ میلادی) نوشته‌اند. نام اصلی او «الحسن بن هانی الحکمی» و ابونواس نام مستعارش بود، چون موهایی مجعد و مشکی و به قولی دو زلف اوبود که بر دوش هایش حرکت می کرد. ابونواس، در کودکی پدرش را از دست دادو مادرش او را به عطاری برد تا کسب و کاری داشته باشد، تا روزی که ابواسامه والبةبن حباب؛ شاعر معروف او را در بصره دید و با او آشنا شد. این آشنایی تأثیر زیادی درتکوین شخصیت او داشت، زیرا در آن موقع، او تقریبا 12 ساله بود. ظاهرا که ابونواسقبل از این آشنایی، والبه بن حباب را به خوبی می شناخت و شیفته اشعار او بود! ابو نواس در کودکی و طبق عادت و سنت اعراب به مدت یک سال در میان عشیره بنی اسد زندگی کرد تا زبان وگفتارش عربی خالص و کامل باشد. ابن حباب بسیار او را دوست می‌داشت و در هر نشستی، سخن خود را با غزلی از این ابن نواس آغاز می‌کرد. پس از چند سال ابونواس در مکتب خانه‌های محمد ابن ادریس شافعی، احمد ابن حنبل، محمد ابن جعفر غندریه و خلف احمد حاضر شد. در سی سالگی، پس از ابراز عشق به دختری کنیز به نام جنان و تهمت هایی که مردم بصره به خاطر همین موضوع به او روا داشتند، به بغداد رفت. خیلی زود به خاطر شعرهای شوخی‌آمیز و طنزش، مشهور شد. شعرهای او عمدتا توصیف‌گر لذت های شراب نوشی (خَمریات) و عشق‌ورزی به پسران نوجوان (مُذکرات) بودند. جایی می گوید: « از برای پسرکان، ازدختران دست شسته‌ام و از برای شراب کهنه، آب زلال را از خاطر برده‌ام» او بسیار علاقه داشت که جامعه را با بیان مسائلی که مورد ممنوعیت  اسلام بود، شوکه کند. او اولین شاعر عرب است که دربارهٔ استمنی نوشته و اگرچه «پسردوستی» را شایسته نمی‌دانست، اما آنرا بر ازدواج ترجیح می‌داد. ابونواس بارها به دلایل گوناگون از جمله دسیسه اطرافیان و متشرعین، رک‌گویی و شیطنت‌های گاه و بی‌گاه جنسی‌اش در زمان خلفای عباسی به زندان افتاد. ابونواس در زمره یکی از بزرگان ادبیات کلاسیک عربی به شمار می‌رود، هم چنین تاثیر زیادی بر نویسندگان و شاعران فارسی گوی پس از خود از جمل خیام و مولوی و بویژه حافظ داشت.صراحت او در بیان و نکوداشت پسردوستی، باعث آن شد تا در طول سالیان، مخالفان به سانسور آثار او بپردازند. تا آنجا که در سال‌های آغازین قرن بیستم میلادی، در سال ۱۹۳۲ نخستین سانسور نوین بر آثار او در  قاهره روی داد، آنگاه که تمامی اشعار مربوط به پسردوستی او حذف شدند. همچنین در ژانویه ۲۰۰۱ میلادی تعداد شش هزار کتاب از اشعار همجنس بازی او توسط وزارت فرهنگ  مصربه آتش کشیده شد. اشعارش در نهایت لطافت و بدیهه گوییو بسیار مشهور و در لغت هم به گفته جاحظ اعلم بود.

 تحصیلات علمی                                                                          دوره رشد و نمو ابونواس مصادف با زمانی است که بصره در آن زمان از بزرگترین مراکز علمی و فرهنگی بود ودانشمندان برجسته ای داشت، او تحصیلاتش را در انجا ادامه داد و نه تنها در شعر و ادب، بلکه درعلوم قرآنی و حدیث، صرف و نحو و اخبار و ایام عرب مبرز شد. قرائت قرآن را از پیشوایقراء بصره (عقوب بن اسحاق حضرمی) یاد گرفت و حدیث را از بزرگترین حافظان حدیث(حمادبن زید ازدی) که چهار هزار حدیث از حفظ داشت، آموخت. البته اساتید دیگری مثل "حمادبن سلمه" که مفتی بصره و استاد "مسلم" صاحب صحیح مسلم، بود داشت. علم نحو رااز "یونس بن حبیب" و علم اخبار و ایام عرب را از "خلف احمر" و "ابوزید انصاری" و "ابوعبیده معمربن مثنی"، برجسته ترین راویان بصره، تعلیم گرفت! ابونواس به علم کلاماحاطه داشت، هم چنانکه در اشعارش معلوم است!

معاصران ابو نواس

ابو نواس با شاعرانو دانشمندان بزرگی معاصر بود و معاشرت داشت. گویند که هیچ شاعری نبود که با اوحسادت نمی کرد. فضل بن عبدالصمد رقاشی، هیثم بن عدی، ابان بن عبدالحمید لاحقی، اشجعاسلمی، احمدبن روح و دیگران از شاعرانی بودند که با او اشعاری به هجو، رد و بدلکرده اند. او همچنین با "ابوالعتاهیه" و "ابن مناذر" دو شاعر معروف دیگر روابطدوستانه داشت و با ابوالشیص، حسین بن ضحاک، دعبل خزاعی، ابوخالد فارسی و مسلم بنولید معاشرت می کرد. از دیگر معاصران او ابوعبیده معمربن مثنی، ابوعمرو شیبانی،اصمعی، از راویان بزرگ بودند.فضل بن ربیع وزیر هارون الرشید نیز در آن زمان بود.

 وفات ابونواس

ابونواس اهوازی، حسن بن هانی حکمی در حدود سالهای 195 تا 200 هجری، در بغداد از وفات یافت. امروز آرامگاه وی در مقبره "شونیزیه" در تلی معروف به تل یهود در کنار نهر عیسی قرار دارد..

 ابوبکر محمد بن‌ سیرین‌ میسانی ( 110 31 هجری ‌)

ابوبکر محمد بن سیرین محدث‌ و فقیه‌ تابعى‌ است‌، محمد بن سیرین متولد 31 هجری و از مردم دشت میسان بود. بن سیرین سی تن از اصحاب پیامبر را  درک کرده و از آنان نقل حدیث نموده است.چند قرن بعد از فوت بن سیرین مشهوریت او به‌ عنوان‌خوابگزاری‌ چیره‌دست‌ مطرح گردید. پدرش‌‌ در 12 هجری هنگام‌ فتح‌عین‌التمر به‌ دست‌ خالد بن‌ ولید، به‌ اسارت‌در آمد، اما روشن‌ نیست‌ که‌ آیا وی‌ نیز از شمار همان‌ چهل‌نوجوان‌ مسیحى‌ بود که‌ در آن‌ هنگام‌ در کلیسا مشغول‌ فراگیری‌ انجیل‌ بودند. یا چنانکه‌ برخى‌ گفته‌اند :پدرشمسگری‌ از اهالى‌ جرجرایا بود که‌ به‌ عین‌التمر کوچ‌ کرده‌ بود؟ سیرین‌ پس‌ ازاسارت‌، مولای‌ انس‌ بن‌ مالک‌، صحابى‌ پیامبر(ص‌) شد و با پرداخت‌ 000،20 درهم‌

/ 2 نظر / 274 بازدید
محمد

حیاک الله علی هذا الموقع الجید المفید اتمنی لک و لکل الاهوازیین التوفیق و الرخائ والحریه فی معرفه تاریخهم

ایرانی

دوست عزیز سلام ، مطالب جالب امام تخیلی جالبی نوشته بودی ، امیدوارم حداقل مطالعاتت رو از کتب غیر علمی تخیلی اندکی به کتب تاریخی تغییر بدی ، دوست عزیز تاریخ این کشور نه از زمان فرار محمد و ابوبکر درست شده نه از زمان ورود عمر و بقیه ابن و ابو های عرب ، تاریخ این مردم 10000 سال قدمت داره . ضمنان اسم اهواز هوژیان باز بوده که پایتخت حکومت اوژ ها بوده با بیش از 7000 سال قدمت سعی کن جای زیر و رو کردن و نبش قبر کردن شرب و شربو های تاریخ عرب که مخصوصا بعد از آوردن اسلام جز ننگ چیزی نداره کمی هم تاریخ ایران رو بخونی